
به گزارش «پایگاه خبری – تحلیلی پیام ملّت» – زهره میرعیسیخانی: در هفتههای اخیر، تعطیلیهای پیاپی مدارس ابتدایی و متوسطه در شهرهای مختلف کشور به دلیل شیوع گسترده آنفلوآنزا، سرمای شدید و آلودگی هوا بحثهای گستردهای را میان خانوادهها، معلمان و کارشناسان آموزشی بهوجود آورده است.
تعطیلاتی که اگرچه از منظر حفظ سلامت دانشآموزان تصمیمی ضروری و منطقی به نظر میرسد، اما آثار آموزشی و تربیتی آن کمتر مورد توجه قرار گرفته است.
کلاسهایی که از تقویم عقب میمانند
امیر طوماری، کارشناس حوزه تعلیم و تربیت، در این زمینه، نخست به ریشهی آموزشی مسئله میپردازد و میگوید: آموزش طبق تقویم معینی طراحی میشود. در این تقویم، معلم باید بتواند محتوای لازم را در زمان مشخص به دانشآموزان ارائه دهد و دانشآموز هم این محتوا را در چارچوب زمانی تعیینشده دریافت کند. حال، هر زمان که وقفهای در این فرایند ایجاد شود، ریتم منظم آموزش به هم میریزد و ناگزیر معلم و دانشآموز باید تلاش مضاعفی برای جبران آن داشته باشند.
او ادامه میدهد که تعطیلیهای مکرر باعث میشود حجم آموزشی در روزهای بعد فشردهتر شود و فشار روانی بر دوش دانشآموزان بیفتد. وقتی چند روز درس اجرایی نمیشود، معلم ناچار است در فرصتی کوتاهتر همان میزان محتوای قبلی را منتقل کند. در نتیجه کیفیت آموزش کاهش مییابد و یادگیری عمقی جای خود را به حفظ و مرور سریع میدهد.
به باور طوماری، آموزش مؤثر نیازمند پیوستگی زمانی و تمرین منظم است: کودک وقتی چند روز از فضای یادگیری فاصله میگیرد، سطح تمرکز و حافظهی کاریاش افت میکند. به همین دلیل بازگرداندن او به وضعیت قبل، زمان و انرژی بیشتری میطلبد.
آموزش مجازی؛ حضور از راه دور، ولی بیجان
یکی از راهحلهایی که آموزشوپرورش در سالهای اخیر برای جلوگیری از عقبماندگی پیشنهاد داده، آموزش مجازی در روزهای تعطیل است.
اما طوماری معتقد است که اگرچه این اقدام میتواند زنجیرهی آموزش را حفظ کند، اما هرگز جایگزین کیفیت آموزش حضوری نخواهد بود.
او میگوید: آموزش مجازی تا حدودی از عقبماندگی جلوگیری میکند، اما کیفیت حضوری را ندارد. در کلاس حضوری، ارتباط عاطفی، گفتار، رفتار و حتی نگاه معلم جزئی از فرایند یادگیری است. در فضای مجازی این عناصر از بین میرود و آموزش به انتقال صرفِ اطلاعات فروکاسته میشود.
با این حال او تأکید میکند که آموزش مجازی اگر درست طراحی شود، میتواند نقش مکمل خوبی برای روزهای تعطیل داشته باشد: بهتر است از این فضا برای مرور دروس، تمرین و تثبیت آموختهها استفاده شود، نه تدریس مفاهیم جدید.
تقویم آموزشی زیر ذرهبین
به گفتهی طوماری، مشکل تعطیلی مدارس فقط بیماریهای فصلی یا هوای سرد نیست، بلکه خودِ ساختار زمانبندی آموزش در کشور نیازمند بازنگری است.
به گفته او؛ پیشنهادی که در سالهای گذشته از سوی برخی سیاستگذاران مطرح شد این بود که آغاز سال تحصیلی به جای اول مهر، از پانزدهم یا بیستم شهریور باشد تا در صورت تعطیلات زمستانی یا آلودگی، جبران زمان از کفرفته ممکن شود، اما این طرح به مرحلهی اجرا نرسید.
او معتقد است بازنگری در تقویم آموزشی نوعی عقلانیت پیشگیرانه است: میتوان با شناخت اقلیمهای مختلف، زمان شروع و پایان سال تحصیلی را متناسبتر تنظیم کرد. اینگونه تصمیمات مدیریتی بسیار موثرتر از تعطیلیهای ناگهانی و مدیریتنشده خواهد بود.
اولویت بیبدیل: سلامت دانشآموزان
با وجود تمامی نگرانیها دربارهی آموزش، طوماری یادآور میشود که تعطیلی مدارس در شرایط بحرانی امری اجتنابناپذیر است. تعطیلی آموزش حضوری به خاطر سلامت دانشآموزان امری طبیعی است. سلامت در اولویت است و راهکاری غیر از آموزش مجازی در چنین شرایطی وجود ندارد. گاهی در برخی مدارس کلاسهای جبرانی حضوری هم برای جبران پیشبینی میشود، اما بهدلیل یکسان بودن تقویم آموزشی کل کشور، اجرای چنین برنامههایی عملاً دشوار است.
او تاکید میکند که در تصمیمگیریها باید نگاه انسانی و واقعبینانه را حفظ کرد: سلامتی مقدم بر هر چیز دیگر است. اما سیاستگذاری آموزشی باید به سمتی برود که در کنار حفظ سلامت، از افت تحصیلی جلوگیری شود.
نقش والدین؛ کلاس دوم در خانه
طوماری تأکید میکند که در وضعیت کنونی، نقش والدین بیش از هر زمان دیگری در آموزش فرزندان پررنگ شده است.
او میگوید: با توجه به تغییر محتوای کتابها در سالهای اخیر، والدین باید در کنار فرزندان خود باشند. فهم و انتقال برخی مطالب درسی نیاز به همراهی والدین دارد. در کلاس ۳۰ نفره، معلم زمان کافی برای کار با تکتک دانشآموزان ندارد، پس تمرینهای اضافی و یادگیری کاملتر باید در خانه صورت بگیرد.
او مشارکت والدین را نه از سر اجبار، بلکه لازمهی آموزش نوین میداند: در جهان امروز، مدرسه و خانه دو بازوی یک فرایندند. نمیشود آموزش را تنها از معلم انتظار داشت. والدین باید محیط یادگیری را در خانه تقویت کنند، به برنامهی درسی احترام بگذارند و با مدرسه ارتباط پیوسته داشته باشند.
طوماری توصیه میکند وزارت آموزش و پرورش دورههایی برای توانمندسازی والدین برگزار کند تا آنان شیوهی صحیح حمایت آموزشی از فرزند را بیاموزند.
کلاسهای جبرانی، تنها مُسکن موقت
از او دربارهی کلاسهای جبرانی حضوری نیز میپرسیم. پاسخ میدهد: در برخی مدارس تلاش میشود پس از دورههای تعطیلی، جلسات جبرانی برگزار شود یا زمان آموزش افزایش یابد. البته این اقدامات مفید است، اما در عمل دشوار و محدود است، چون تقویم آموزش ملی اجازه افزایش مدت سال تحصیلی را نمیدهد. بنابراین باید از همان ابتدا تعطیلات احتمالی را در برنامه لحاظ کرد.
به باور این کارشناس، جبران آموزشی صرفاً با افزایش ساعت کلاس محقق نمیشود. آنچه اهمیت دارد تداوم یادگیری است. اگر دانشآموز در روزهای تعطیل ارتباطش با درس قطع نشود، نیازی به جبران سنگین نخواهد بود.
تأثیر تعطیلیها بر تربیت دانشآموزان
طوماری در بخش دیگری از گفتوگو به تأثیر این وقفهها بر بُعد تربیتی دانشآموزان اشاره میکند؛ وجهی که معمولاً در تحلیلها نادیده گرفته میشود. او میگوید:
تربیت امری جامعالابعاد است؛ فرایندی زمانبر، ظریف و مستمر. تربیت از زمانی که دانشآموز وارد مدرسه میشود آغاز میگردد و با پایان تحصیل هم تمام نمیشود. حضور مداوم در محیط آموزشی سبب میشود دانشآموز از رفتار، گفتار و کردار معلم، همکلاسیها و کارکنان مدرسه الگو بگیرد و آنها را در ذهن و رفتار خود نهادینه کند.
او تأکید میکند: وقتی آموزش در خارج از محیط مدرسه و فضای مجازی صورت گیرد، شاید بُعد یادگیری تخصصی تا حدودی حفظ شود، اما خلأ آثار تربیتی کاملاً مشهود است. فضای آموزشی مجموعهای از تعاملهای انسانی است و نمیتوان آن را در صفحهی نمایش شبیهسازی کرد.
مدرسه؛ میدان تمرین زندگی
کارشناسان معتقدند مدرسه فقط محل آموزش ریاضی و ادبیات نیست، بلکه میدان تمرین زندگی اجتماعی است. دانشآموز در مدرسه یاد میگیرد چگونه ارتباط برقرار کند، احترام بگذارد، کار گروهی انجام دهد و مسئولیت بپذیرد. وقتی این فضا تعطیل میشود و ارتباطات انسانی محدود میگردد، آثارش در رفتار، انضباط و حتی اعتمادبهنفس کودکان نمایان میشود.
در حقیقت در عصر جامعهی اطلاعاتی و سلطهی فضای مجازی، اگر محیط مدرسه ضعیف یا تعطیل شود، نقش الگوهای تربیتی مجازی جای آن را میگیرد و این میتواند خطرناکتر از افت آموزشی باشد.
ضرورت واقعگرایی آموزشی
در حقیقت؛ تعطیلات مدارس اگرچه اجتنابناپذیرند، اما نباید بحران آموزشی و تربیتی ایجاد کنند. برای کاهش آسیبها باید از یکسو برنامهریزی مسئولانهتری در سطح ملی انجام شود و از سوی دیگر، والدین در کنار مدرسه باشند تا آموزش و تربیت از ریتم نیفتد.
آموزش اگر از تربیت جدا شود، صرفاً انتقال اطلاعات است نه پرورش انسان.
تعطیلات مکرر فرصتی برای بازاندیشی در روشهای یاددهی و یادگیری است؛ فرصتی تا همه ما ـ معلم، خانواده و سیاستگذار ـ بیاموزیم که تربیت تنها در دیوارهای مدرسه محدود نمیشود، بلکه در خانه، جامعه و رفتار روزمره ادامه مییابد.



